أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
112
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
ذكى الفكر باشند و تيز فهم اما مساكن بلخيه سكان مساكن جبليه بلخيه حكم ايشان حكم سائر بلاد بارده بود و در وضع بلند باشند و همان خواص كه در سكان مساكن مرتفعه بود در ايشان هم باشد و تا در ان كوه برف باقى بود از ان محله بادهاى خوش متولد شود و چون برف گداخته شود باز بگرمى خود باز گردد از جهت آنكه سبب هبوب رياح كه برف بود بر طرف شود اما مساكن شجريه و سكان بلادى كه در آنجا درخت بسيار بود و در حرارت و برودت معتدل باشند از براى عصيان هواى ايشان از موثر و قبول نفوذ اشياء ذى اثر و اما در رطوبت و يبوست مائل باشند به رطوبت و اگر اين بلد شمالى بود و نزديك بود به دريا باعتدال نزديك بود و اگر دور بود و گرم حال بر ضد اول بود اما سكان مساكن شمالى در احكام بلاد بارده و فصول بارده كه در ان امراض بود داخل باشد و درين بلاد اخلاط در باطن بسيار مجتمع مىشود و از جمله مقتضيات اين مسكن خوبى هضم بود در طول عمر و ليكن در ايشان رعاف بسيار واقع مىشود بسبب كثرت امتلا و قلت تحلل پس لازم آيد ايشان را انفجار عروق و اما حدوث صرع در ايشان كم مىشود از جهت صحت باطن ايشان و وفور حرارت ايشان و اگر صرع عارض ايشان شود بسببى از اسباب قويه شود و آن مرض قوى بود و بر ايشان از قروح عفنه زود واقع شود بسبب قوت ابدان ايشان و جودت مائى ايشان ديگر آنكه از خارج سببى كه منافى حال برسد آن بود نباشد و سبب مزاجى هم نبود و بسبب شدت حرارت كه در دل ايشان بود در ايشان اخلاق سبعى پديد آيد و عارض مىشود زنان ايشان را از فضول كه طمثى نشود و اگر ايشان را حيض شود سيلان ايشان كافى نبود از براى تنقيه ايشان از جهت آنكه مسالك فضول ايشان مفسد بود و ازينجهت بود كه در اكثر احوال زنان نازاينده باشند كه ارحام ايشان بقا پيدا نمىكند و اگرچه بر خلاف اين حالات مشاهده مىشود در بلاد ترك مگر آنكه حرارت مزاج ايشان مقاوم اسباب فقدان سيلان شود و امر ارخا از خارج پديد آيد و ديگر آنكه سقوط اولاد از ارحام نساء ايشان كم مىشود و اين معنى دليل باشند بر آنكه قوت در سكان اين ناحيه قوى بود و اما در وقت ولادت ايشان عسر انفصال بود از جهت انضمام اعضاى و بلادت ايشان كه مفسد شده باشد بسبب قبض و اكثر سقط در ايام بود و شير در پستانهاى ايشان كم مىباشد و آنچه بود غليظ بود بسبب نفوذ برودت و ديگر عارض مىشود ضعفاى اين مسكن را كزاز كه تشنج عضلات ترقوه بود و سل خاصه زنانى كه ايشان را وضع حمل شده باشد كه ايشان را كزاز و سل عارض مىشود بسبب اشتداد ترخى ايشان بواسطه عسر ولادت ايشان و انصداع عروق ايشان در وقت ولادت بسبب قوت دافعه و ضيق مجارى و غلظ اعضا كه عروق حوالى سينه متصدع مىشود و اجراى عصب منهتك مىگردد و از اول سل حادث مىشود و از ثانى كزاز بهم مىرسد و مراق بطن ايشان در معرض انصداع بود در وقت عسر ولادت ايشان و عارض مىشود اطفال ايشان را درة الماء بسبب نزول رطوبت در كيس خصيه ايشان را ماء البطن پديد مىشود و ماء الارحام و در كبر سن آنها زائل مىشود و در نادر ايشان را رمد پديد مىشود و چون عارض شود ايشان را رمد برر آن سخت بود و دير باصلاح آيد اما سكان مساكن جنوبيه احكام ايشان مثل بلاد فصول حاره رطبه بود و و اكثر آبهاى ايشان ملحى و كبريتى بود و سرهاى ايشان پر از فضول بود از جهت آنكه فعل سخونت با رطوبت در ابدان به همين گونه بود و در بطون ايشان اختلاف دائمى بود بسبب سيلان مواد از ابدان ايشان باحشاى ايشان و امعاى ايشان و معدهاى ايشان و از رؤس ايشان هم سيلان مىشود بمعدهاى ايشان بطريق نزله و اعضاى ايشان مسترخى بود و ضعيف و حواس ايشان ثقيل مىباشد و اشتهاى ايشان از طعام و شراب ضعيف بود اگر شراب خورند ايشان را خمار غالب شود و دائم بود بسبب ضعف دماغ ايشان و ضعف سرهاى ايشان و قروح ايشان عسر البرء بود و با ترهل باشد و ايشان را نزف خون حيض در زمستان بسيار بود حامله بعسر مىشوند و از شكم به آسانى مىاندازند بسبب بسيارى مرض كه ايشان را واقع مىشود و مردان را اختلاف دم بسيار مىشود خاصه بواسير و رمد شود اگر ايشان را سريع التحليل بود و اما الكهول و كسانى كه از پنجاه سال گذشته باشند اكثر ايشان در فالج مىافتد بسبب نوازل و بسبب امتلاى كه ايشان را مىرسد از امراض ربو و تمدد و صرع و حميات طويله مثوبه و ليليه عارض مىشود و حميات حاده بسبب كثرت استطلاق بطون ايشان و تحليل لطيف از اخلاط